تبلیغات
مجله خبری سلامت - اختلال PTSD صفحه دوم

درمان شناختی رفتاری:
(CBT) راهی است که به فرد کمک می کند تا به گونه دیگری درباره خاطرات نا مطلوب فکر کند. بنابراین آنها کمتر استرس زا میشوند و بیشتر قابل کنترل می گردند. معمولاً این نوع درمان شامل چند جلسه آرامش بخشی (relaxation) هم می باشد. ضمنا حساسیت زدایی نظامدار و تکنیک بازپردازش حرکت چشم (ای.ام.دی.آر) بسیار موثر اعلام شده است(محمد خانی ،مهدی،1383).
درمان مواجهه سازی: نوعی درمان شناختی – رفتاری است که فرد در آن تجارب فاجعه آمیز را مجددا برای خود یادآوری می‌کند(شاران،1990).

درمان روانکــــاوی : که بر روی تعارضات هیجانی مربوط به حادثه فاجعه آمیز و درمان آنها متمرکز است.(گرین،1990)
خانواده درمانی: ممکن است به خاطر اینکه رفتار فرد می‌تواند بر روی سایر اعضای خانواده نیز تاثیر بگذارد مورد استفاده قرار گیرد(دیوید سون و فوآ،1991).
گروه درمانی : ممکن است به این خاطر که به فرد اجازه می دهد که در افکار، ترس‌ها، و احساسات افراد دیگری که حوادث فاجعه باری را تجربه کرده اند مشارکت نماید، مفید باشد(روسوس و همکاران،1991) .
پردازش مجدد و حساسیت زدایی با حرکات چشم(EMDR) : یک فرم پیچیده از روان درمانی است که ابتدا جهت کاهش درماندگی همراه با خاطرات فاجعه بار طراحی شده بود اما هم اینک در درمان فوبی‌ها نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد(فرهودیان و همکاران،1386).

درمانهای دارویی: قرص های ضد افسردگی SSRI باعث کاهش شدت علائم PTSD می شوند و در رفع علائم افسردگی که به طور همزمان با اضطراب حضور دارند، موثر واقع میشوند. از سوی دیگر داروهای ضد اضطراب هم همزمان باید استفاده شوند. این داروها باید توسط روانپزشک،متخصص اعصاب و روان تجویز شوند(صحراگرد،مهدی،1386).
PTSD
در طول تاریخ مدارکی مبنی بر اینکه حوادث فاجعه بار می توانند باعث بروز مشکلات روانی شوند، از مدت ها پیش در نوشته ها وجود داشته است. از این نمونه ها ادیسوس است که در قرن هشتم از بیماری ای رنج می برده که در اثر آن دائم صحنه های تجربه های دردناک برایش زنده می شده و «گناه زنده ماندنم (احساس گناه از اینکه از جنگ جان سالم به در برده در حالی که دیگران مرده اند) در حادثه جنگ تروا او را آزار می داد(گلدر ،مایکل و همکاران،1379).
-



سندرم جنگ خلیج فارس
در جنگ خلیج فارس بر ضد عراق که در 1990 شروع شد و در 1991 خاتمه یافت، قریب به هفتصد هزار سرباز امریکایی در نیروهای ائتلافی شرکت داشتند. بیش از یک صد هزار نظامی ایالات متحد پس از بازگشت انواع و اقسام مشکلات بهداشتی از جمله تحریک ‏پذیری، خستگی مزمن، کوتاهی تنفس، درد عضلات و مفاصل، سردرد های میگرنی، اختلالات گوارشی، ریزش مو، بثورات، فراموشکاری، و دشواری تمرکز را گزارش کردند. این علایم را در مجموع سندرم جنگ خلیج فارس می‏ خوانند. هزاران تن از سربازان جنگ خلیج فارس دچار PTSD شدند (نوحی ،سیما و همکاران،1385).

یازدهم سپتامبر
اقدام تروریستی یازدهم سپتامبر 2001 که در آن مرکز تجارت جهانی در شهر نیویورک تخریب شد و ساختمان پنتاگون در واشنگتن آسیب دید، بیش از 3500 کشته و مجروح به جا گذاشت و بسیاری از شهروندان آمریکایی را به مداخلات درمانی نیازمند ساخت. یک زمینه‏ یابی ملی نشان داد میزان شیوع PTSD و افسردگی در شهروندان آمریکایی یک ماه پس از 11 سپتامبر به ترتیب 4/11 درصد و 7/9 درصد بوده است (دیوید سون و فوآ،1991).
-



عراق و افغانستان
در اکتبر 2001 ایالات متحده همراه با استرالیا، کانادا و بریتانیا در پی حملات یازدهم سپتامبر به افغانستان حمله کردند. در بیستم مارس 2003 نیروهای ایالات متحده و متحدین آن به عراق حمله کردند و جنگ عراق را آغاز کردند طبق برآوردهای موجود 17 درصد سربازانی که از جبهه ‏های این دو جنگ برگشتند دچار PTSD بودند. میزان PTSD در میان سربازان زن بیشتربود(همبلن،2006).
-

تســـــــونامی
در 26 دسامبر 2004، تسونامی وسیعی به سواحل اندونزی، سریلانکا، جنوب هند و تایلند حمله برد و دامنه خسارات جدی و مرگ و میر ناشی از ان به سواحل غربی آفریقا و آفریقای جنوبی نیز رسید. بر اثر تسونامی نزدیک به سیصد هزار تن کشته و بیش از یک میلیون نفر بی‏خانمان شدند. بسیاری از بازماندگان همچنان در ترس و وحشت زندگی می‏کردند و علایم PTSD داشتند(شاران،1990) .
-
طوفان
در اوت 2005 یک طوفان طبقه پنج به نام طوفان کاترینا خلیج مکزیک، باهاما، فلوریدای جنوبی، لوئیزیانا، می‏سی‏سی‏پی و آلاباما را تخریب کرد. بادهای شدید و باران‏های سیل‏آسا سیستم خاکریز محافظ نیواورلئان در لوئیزیانا را درنوردید و سبب جاری شدن سیل‏های مهیبی شد. در این حادثه بیش از 1300 تن کشته شدند و دهها هزار نفر آواره شدندو بسیاری از افراد دچار PTSD شدند(صحراگرد،مهدی،1386).
-
زلـــــــــزله
در هشتم اکتبر 2005 زلزله‏ای به بزرگی 6/7 ریشتر ناحیه جنوب آسیا در نواحی پاکستان، افغانستان و شمال هند را لرزاند. در این زلزله ناحیه کشمیر در جنوب آسیا بیشترین صدمه را دید. در این زلزله بیش از 85000 نفر کشته و مجروح شدند و بیش از 3 میلیون نفر بی‏خانمان شدند. بسیاری از کسانی که در مناطق زلزله‏زده زندگی می‏کردند دچار PTSD شدند (روسوس و همکاران،1991) .
-
شکنجه
شکنجه تعمدی جسمی و روانی یک فرد به وسیله فرد یا افراد دیگر می‏تواند اثرات مخرب روحی و هیجانی ایجاد کند که با عواقب ناشی از جنگ و سایر انواع آسیب‏ها قابل مقایسه و حتی وخیم‏تر از آنها است. میزان شیوع گزارش شده PTSD در میان بازماندگان شکنجه حدود 36 درصد است، که بسیار بالاتر از میزان متوسط شیوع مادام العمر این اختلال است؛ پژوهشگران به اتفاق معتقدند که شدت و مدت PTSD در شرایطی که عوامل استرس ‏زا به وسیله انسان ایجاد شده باشند بیشتر است. مطالعات همچنین میزان قابل ملاحظه‏ ای از ابتلای همزمان به افسردگی و سایر اختلالات اضطرابی را در قربانیان شکنجه نشان داده‏اند. سایر شکایات روان شناختی شایع در این افراد عبارتند از جسمانی سازی، علایم وسواسی ـ جبری، خشم ـ خصومت، انواع هراس، افکار پارانوئید، و حملات روانپریشی(محمد خانی،مهدی،1383).
-
مروری بر پژوهش های انجام شده
یافته های یک مطالعه بزرگ در بیمارستان کودکان بوستون که در شماره سوم ماه اوت مجله آکادمی آمریکایی روانپزشکی کودک و نوجوان به انتشار رسیده است،نشان داده شده است بسیاری از کودکان نمی توانند از حوادث آسیب زا محافظت شوند اما پزشکان می توانند کسانی که بیشتر در معرض اختلال استرس پس ازسانحه هستند را شناسایی و محافظت کنند(کارلسون،کارن و همکاران،1379).
این پژوهش به رهبری دکتر کتی مک لافین، پزشک گروه اطفال و روانپزشکی بیمارستان کودکان بوستون انجام شد و تجزیه و تحلیل اطلاعات بر روی 6483 جفت نوجوان وپدر و مادرهایشان در ایالات متحده و بررسی همبودی شیوع و ارتباط از اختلالات روانی در آنها انجام شد.
به طور کلی، 61% از نوجوانان(سنین 13 تا 17 سال) حداقل در معرض یک رویداد بالقوه آسیب زا در طول عمر خود از جمله خشونت بین فردی(مانند تجاوز به عنف،سواستفاده فیزیکی و یا شاهد خشونت خانگی بودن)،صدمات، بلایای طبیعی و مرگ یکی از دوستان نزدیک یا اعضای خانواده بوده اند. 19% از آنها نیز سه بار یا بیشترچنین رویدادی را تجربه کرده بودند.عوامل خطر قویا با در معرض تروماهای زیر قرار گرفتن ارتباط دارد: 1- فقدان هردو پدر و مادر بیولوژیک در خانه2- اختلاات روانی که از قبل وجود داشته اند به خصوص اختلالات رفتاری مانند : اختلال بیش فعالی یا کمبود توجه(ADHD) و اختلال نافرمانی مقابله ای.از همه نوجوانان در معرض تروما، 4.7 % اختلال استرس پس از سانحه بر اساس معیارهای تشخیصی DSM-IV را تجربه کرده بودند.
عوامل خطر ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه شامل:
1- جنس زن: از کل نمونه، در دختران شیوع این اختلال در طول زندگی 7.3% و در پسران 2.2% بود.
2- رویدادهای مربوط به خشونت بین فردی: شیوع اختلال استرس پس از سانحه در طول زندگی برای نوجوانانی که مورد تجاوز قرار گرفته بودند 39% و برای کسانیکه از نظر جسمی توسط یک پرستار مورد آزار قرار گرفته بودند 25% بود
3- اضطراب و اختلالات روحی اساسی (که در معرض قرار گرفتن در آن نیز به عنوان یک عامل خطر محسوب می شود).عوامل خطر برای عدم بهبود از اختلال استرس پس از سانحه، اختلال دوقطبی زمینه ای،قرار گرفتن در معرض یک رویداد آسیب زای دیگرو زندگی در فقر و گرفتاری است(امیری،1391).
در پژوهش مقایسه میزان خشم و احساس گناه در مبتلایان به اختلال افسردگی اساسی و اختلال استرس پس از سانحه با افراد عادی (رجبی وهمکاران،1391)،جامعه آماری این پژوهش کلیه افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی و اختلال استرس پس از سانحه بودند که به مراکز خدمات بهداشت روانی در شهر اراک در سال 1387 مراجعه نمودند. جامعه افراد عادی نیز کلیه کارکنان مراکز خدمات بهداشت روانی شهر اراک بودند.
نمونه این پژوهش شامل 30 نفر از افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی MMD و 30 نفر از افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) بودند که به تشخیص روانپزشک و روانشناس بالینی دارای این اختلال ها بودند و 30 نفر هم از افراد عادی به عنوان گروه مقایسه (جمعاً 90 نفر) بودند که به روش تصادفی ساده از بین افراد مراجعه کننده به چهار مرکز خدمات روانشناختی در شهر اراک انتخاب شدند و در مرحله بعد پرسشنامه های حالت – صفت بیان خشم (STAXI-2) و پرسشنامه احساس گناه (TOSCA-3) بر روی آنها اجرا و پس از نمره گذاری داده های بدست آمده با نرم افزار SPSS و روش تحلیل واریانس یک راهه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها نشان داد که بین میزان خشم درافراد مبتلا به PTSD و افراد مبتلا به MDD با افراد عادی تفاوت وجود داشته و تفاوت در هر سه گروه معنادار بود (P < 0/001) . همچنین بین میزان احساس گناه در افراد مبتلا به PTSD با افراد مبتلا به MDD معنا دار نبود. (P >0/001) . ولی در بین افراد مبتلا به PTSD با افراد عادی و همچنین بین افراد مبتلا به MDD با افراد عادی تفاوت معنا دار بود. (P < 0/001).

در پژوهش انجام شده مقایسه شاخص نگرش به زندگی در بین جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه با و بدون سابقه سوء مصرف مواد در بیمارستان شهید رجایی اصفهان(حاجی عابد و همکاران،91). بروز اختلال استرس پس از سانحه در میان برخی از رزمندگان، از جمله مشکلات جنگ ایران و عراق، بوده است، پژوهش های مختلفی نشان داده است این اختلال، با اختلالات دیگری از جمله سوء مصرف مواد همبودی بالایی دارند و متاسفانه درصدی از جانبازان دوران جنگ نیز گرفتار سوء مصرف مواد مخدر شده اند.

ادامه مطلب


بالا